|
دیشب به دوستی می گفتم که اگر این کف بین های فالگیر حقیقتا توانا می بودند در اندازه گیری و به حدود مغرضانه نبستن این دگرگونی بی معنا، آنچه طالع معصوم آدمی لقب می دهندش، می دانی وقتی کف دست هامان را می دیدند چه می نالیدند ؟
می گفتند : هان ! باقی مجموعه ی روزهایی از زندگانیت که در پیش است به دقتی که در وصف نمی آید همچو امروز خواهد بود ! بلند پروازی ابلهانه هیچ ظهور نخواهد کرد ! نه تفکری و نه سیری از اهداف متملقانه؛
اما نگاه کن بجای این خطابه ی پرطمطراق و کمابیش صحیح چه می نالند ؟ تو زن قدرتمندی خواهی شد ! صاحب فرزندانی خواهی شد ! طالع تو بلند است !
سعادتمند خواهی شد !
اصلا شاید اگر از این خانم کف بین بپرسند سعادت یعنی چه نتواند آن را هیچ معنا کند.
بعد چطور متوجه سعادت نامنتظری است در زندگانی من که به هر حال هیچ ناگزیر نیست و همه حرف های ناجور و بی حوصله زندگانی و مزخرف است از تکرار چند واج و واژه ی دل بهم زن. |